تبليغاتX
آخرین بار...

آخرین بار...

سلام

درباره وبلاگ

سلام من آرزو هستم 18 ساله /متولد ماه اسفند/

RSS

خداحافظی....!

 

بازم سلام.حالتون خوبه؟چه خبر؟ راستي با تابستون چي كار ميكنيد خوش ميگذره؟خوش به حالتون من كه تازه اول بد بختيمه تازه بايد يشينم واسه سال بعد درس بخونم ( البته نا گفته نماند همه شك دارن! يعني شكم كه نه! ميگن  قبول نميشي شايدم راست ميگن ولي من سعي مو ميكنم.  قبول مي شم من كه اميد دارم ؟!؟ اي خدا كنكورم شده بلا .آهان راستي يه تصميم گرفتم شايد بشه بگيم تصميم كبري.تصميم گرفتم ديگه وبلاگ شخصيمو بذارم كنار با اينكه دوستا ميدونن كه من اصلا ماهي يه بارم به زور آپ ميكردم ولي بازم همين ماهي يه بار واسه بچه كنكوري زياده .اگه خدا بخواد اين آخرين مطلب وبلاگمه... البته خيلي ناراحتم اصلا دوست ندارم تعطيلش كنم ولي ديگه چي كار كنم!فكر نكنيد راحته چند روزيه  واسه همين عزا گرفتم آخه از يه طرف دوستاي مهربون از يه طرف .... .اما يه وبلاگ ديگه دارم يعني داريم من با دو نفر ديگه كه اونجا فكر كنم سالي يه بار بخواد آپش كنم .ميخوام اگه خيلي ديگه دلم تنگ شد بيام اونجا مطلب بدم .حالا اسم اون وبلاگ ديگه كه گروهيه ميذارم حتما بياين آخه از اين به بعد اينجا تعطيله .خوشحال ميشم بياين اونجا منتظرتون هستم .

 

بايد از خيلي ها تشكر كنم اول يه دوسته خوب  ( پيشامد  جون)

يه دوست خوبه مهربون كه هميشه سر ميزد اينجا (  علي جون)

يك دوست ديگه كه اونم وبلاگشو تعطيل كرد ( داداش ابي )

دختر عموي نازم كه اونم وبلاگشو تعطيل كرده ( تينا جون )

دختر عمه ي گلم اين يكي هنوز وبلاگش به راهه سر بزنيد (سيما جون )

يه دوست ديگم كه خيلي كمكم ميكرد ( عليرضا آقا)

 

هنوز خيلي ها هستن اصلا قاطي كردم ؟؟.........................؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته بگم كه يه مطلب ديگه ميدم از همه دوستام تشكر ميكنم( تو رو خدا ناراحت نشين )

 

راستی اسم وبلاگه گروهیمون http://mafiya478.blogfa.com

 

 

 

به قلم : آرزو در 2007/7/6 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع: | +

يكم صحبت....

سلام بچه ها خوبيد؟من! چي بگم بعضي وقتها آره خوبم اما بعضي وقتها نه  .اصلا نميدونم چم شده هيچ انگيزهاي ندارم. اگه الان اينو بعضي يا بخونن كه من همچين حسي خوبي ندارم بخونن ميگن دختره به جا اينكه الان موقع كنكورشه از همه وقتا بيشتر انگيزه داشته باشه ولي نداره؟! آره واسه خيلي ها خنده داره نميدونم شايدم خنده دار نباشه خدا ميدونه! فقط نميدونم چمه درست از اول سال اين جوري شدم هيچ حسي ندارم بهتر بگم هيچ انگيزه اي .واسه خودمم خيلي سنگينه كه درست سالي كه موقعه كنكورمه اينقدر احمقانه شده رفتارم ولي كاش يكي بود....؟

يكي بود كه يكم كمكم ميكرد!كاش خودم ميدونستم چي كارمه اما فقط نميدونمممممممممممممممممم................!

آره شايد قلمم مثل آبجيم نباشه تو دلم حرف دارم نميدونم چي جوري بگم .هيچكدوم از بچه هاي پارسال حتي فكرشم نميكنن من معدلمو...؟حتي اونايي كه معدلشون از من خيلي پايين تر بود از من بيشتر شدن( امسال من جلو اونا از خجالت آب شدم)ميدونم تقصير خودمه ولي بخدا نميدونم!!!! حالا بگذريم اميدوارم شما هر جا هستيد شاد باشيد و موفق و پيرزو.

 

 

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟؟   

به قلم : آرزو در 2007/6/19 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع: | +

حال و ضد حال یعنی....؟

سلام خوبيد ؟ دوست دارم شما هم يكم از ضد حالا و حالا رو بگيد؟؟؟؟؟؟؟اميدوارم خوشتون بياد.

 

ضد حال يعني..

ضد حال يعني دوست قديمي شب امتحان پايان ترم زنگ بزنه بخواد كل ماجراهاي اين سالهايي كه نديدت برات تعريف كنه!

ضد حال يعني "دسترسي به اين سايت مقدور نميباشد!

ضد حال يعني افتادن سر سه گوش سفره توي مهموني!

ضد حال يعني تيپ زدي بري عروسي به عنوان بد حجابي بگيرنت!

ضد حال يعني ندوني "پ" كيبورد كجاشه!

ضد حال يعني توي كلاس دستت رو  بكني توي دماغت ببيني همه روشون رو به سمت تو برگردوندن!

ضد حال يعني بخواي بري دستشويي عمومي يهو ببيني در دستشويي ها شيشه نداره!

ضد حال يعني تير دروازه!

ضد حال يعني كلي ضد حال تو ذهنت باشه ولي يهو خودكارت تموم!

ضد حال يعني......؟؟؟؟؟

 

حال يعني...

حال يعني كلاس حل تمرين با دوست صميمي سال بالايي!

حال يعني ساندويچ سه نون!

حال يعني استاد دودر!

حال يعني كتاب حل مسائل!

حال يعني بين التعطيلين!

حال يعني همكلاسي خوش خط!

حال يعني تو يه ظهر گرم دوستت با ماشين كولر دارش برسونت خونه!

حال يعني...........؟؟؟؟؟

به قلم : آرزو در 2007/5/16 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع: | +

سلامی دوباره...؟

 

 سلام خوبيد؟ ببخشيد خيلي اين دفعه دير شد آخه مشكلات ديگه تازه چند دفعه تصميم گرفتم ديگه تعطيل كنم ولي دلم نيومد .اما تصميم گرفتم از اين به بعد ماهي يه بار آپ كنم مثلا بچه كنكوري ام حالا بگذريم از اين حرفا اميدوارم از مطلب جديد خوشتون بياد.

 

                                              كنكور تابستانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!  

 

1-به چه دليل تابستان را دوست داريد؟

الف-چون انتخاب ديگري نداريد.

ب-چون اسم فصل ديگري را بلد نيستيد.

ج-هر كي گفته ما تابستان را دوست داريم خالي بسته!

د-تابستان باز كدوم خريه!

 

2-موضوع انشاي معروف ‌‍‌«تابستان خود را چگونه...»

الف-سپري كرديد.

ب-قالپاقي كرديد.

ج-داشبوردي كرديد.

د-تحمل كرديد.

 

3-رابطه شما با طبيعت در تابستان چگونه است؟

الف-خوبه صبح ها به پارك مي رويم

ب-خيلي خوبه شب ها هم پارك مي رويم.

ج-عاليه شبانه روز تو پارك پلاسيم.

د-رابطه؟!كي گفته ما رابطه داريم؟پاپوش دوختن برامون!

 

4-علت اصلي بي رغبتي و رخوت جوانان در تابستان را چي مي دانيد؟

الف-پايان امتحانات و اعلام نمرات.

ب-نزديك شدن به سال تحصيلي جديد.

ج-موارد الف و ب

د-تابستون و غير تابستون نداره جوونا كلا همينجوري حال ميكنن!

 

5-در كدوم گزينه از تابستان بهتر استفاده مي شود؟

الف-رفتن به كلاس موسيقي

ب-رفتن به كلاس موسيقي و خريدن گيتار بزرك

ج-رفتن به كلاس موسيقي وخريدن يك گيتار بزرگ و راه رفتن توي بلوار

د-رفتن به كلاس موسيقي و خريدن گيتار بزرگ و راه رفتن توي بلوار و هواخوري و تريپ

 

                                                                                 

به قلم : آرزو در 2007/4/24 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع: | +

salam man alan dar hale hazer mosaferam ta 9 nmiyam be hame khosh begzare sale khobi dashte bashid delam vse hameton tang shode dige bayad beram

به قلم : آرزو در 2007/3/19 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع: | +

 

 اگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می کردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک و نه گل و نه عشق ..........اما هر چه هستم دوستت دارم!؟!

                                                              

تا فردا........؟

تا فردا

 که فرصت بودن هست

تا فردا

که آینده دیری نیست

من آرامگاهی برای خویشتن خواهم ساخت و گل دسته ای برای آن تعبیه خواهم کرد

 که بعد از مرگم ، گنجشکان موذن

تکوین روزگار دگر را به من

                                                            بشارت دهند!

                                                                

امیدوارم خوشتون بیاد

 

به قلم : آرزو در 2007/3/10 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع: | +

کودکی

کاش میشد همه عشق ها همانند عشق های کودکی بود

به قلم : آرزو در 2007/3/2 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: | +

سلام

 سلام

امیدوارم حاله همه ی وبلاگ نویسای عزیز خوب باشه مخصوصا فامیلای عزیز.وای نمیدونید یه عالمه کار دارم اصلا وقت ندارم به خصوص که تصمیم گرفتم اگه خدا بخواد( به عبارتی خودم) درسمو از این ترم بخونم وای درس خوندنم مشکله البته تا ساله قبل میخوندم اول سال یه کم به خودم مغرور شدم فکر کردم دیگه خیلی........ حالا بگذریم چه خبر نه میدونم کی منو لینک کرده نه وبلاگایی که اومدن رفتم وای خدا امشب یه عالمه کار دارم. ببخشید اگه یه کم دیر شده. راستی من با دوستم میرم کلاس امداد خیلی کار جالبیه اگه نیاز به امداد داشتید خبرم کنید خوشحال میشم .

 

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آنهم از دست عزیزی که تو زندگی را جز برای او و با او نمیخواهی؟!؟

به قلم : آرزو در 2007/2/20 ساعت 12 بعد از ظهر موضوع: | +

سلام

سلام

دوستای عزیز ازاینکه منو تنها نذاشتین خیلی خوشحالم یه آپ کوچولو دارم همین روزا دوباره آپ میکنم

تو را دوست دارم، و عشق تو جادوست، چونان همه ی معجزه های عالم، که از کودکی در انتظارش بودم...، ببین چگونه هستی ام را معنا بخشیده است...، و مرا هیبت مرگ آشتی داده است، با عشق تو حتی مرگ من نیز معنایی دارد...و تو یک روز معنای آن را خواهی فهمید....!

 

 

به قلم : آرزو در 2007/2/5 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع: | +

الهی!!!!!!!!!!

 الهی!

 

هر شادی که بی توست، اندوه است!

هر منزل که نه در راه توست، زندان است!

هر دل که نه در طلب توست، ویران است!

یک نفس با تو، به دو گیتی ارزان است!

یک دیدار از آن تو، به صد هزار جان رایگان است!

صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت!

 

الهی!

چه زیباست ایام دوستان با تو!

چه نیکوست معاملت ایشان در آرزوی دیدار تو!

چه خوش است گفت و گوی ایشان در راه جست و جوی تو!

چه بزرگوار است روزگار ایشان در سر کار تو!

 

الهی

دانی که هرگز در مهر شکیبا نبودیم.

و به هر کوی که رسیدیم حلقه در دوستی گرفتیم.

و به هر راه رفتیم، بر بوی تو آن راه بریدیم.

دل رفت، مبارک باد!ور جان برو در این راه، پسندیدیم.

 

                                                                                 کشف الاسرار(خواجه عبدالله انصاری)

سلام خوبید .بالاخره امتحا نا تموم شد اما نتیجه اش چی میشه خدا میدونه

به قلم : آرزو در 2007/1/19 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع: | +

T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا